حسن حسن زاده آملى
26
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
تلك آنزن چه ذلك آنمرد ثم آنجا و ههنا اينجا غير جز قط هرگز ايضا نيز * ربة و ربما و رب بسا « 1 » مذ و منذ « 2 » از آنزمان باز است * ايها و ايه « 3 » دور شو بفزا مهلا آهسته باش و واها « 4 » خوش * قلما اندك و بخ « 5 » نيكا القطعة الحادية عشر فى بحر المجتث المثمن المخبون المقصور زهى بپاى تو خوبان نهاده روى نياز قد چو سرو تو عشاق راست عمر دراز مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان * بگوى مجتث و خوش خوان تو در مقام حجاز رجاء « 6 » اميد و كران « 7 » است و سوغ و حل و جواز * روائى « 8 » و نصفت عدل « 9 » و صوت و جرس « 10 » آواز
--> ( 1 ) بسيار ( 2 ) بكسر هر دو ميم نيز صحيح است و مذ مخفف و منذ است و باختلاف جمله چندين وجه معنى ميدهند يكى از آنها آنست كه حرف جر مىشود بمعنى من در ماضى كه ابتداى مسافت در زمان ماضى باشد مثلا گوئى ما رايته مذ يا منذ يوم يعنى من او را از ابتداى آن روز باز نديدم ( 3 ) هر دو اسم فعلند ايها يعنى دور شوايه يعنى بفزا امر از فزائيدن يعنى زياد كن ( 4 ) و اه و اه و اها نيز صحيح است كلمه ايست كه در مقام تعجب از خوبى چيزى و خوش آمدن گفته مىشود و گاهى در مقام تأسف نيز گفته مىشود ( 5 ) كلمه ايست كه در حين پسنديدن چيزى و يا راضى بودن از چيزى گويند چون به فارسى و در مقام مبالغه آن را مكرر مينمايند و ميگويند بخ بخ و بخ بخ چون به به فارسى ( 6 ) رجا اميد و اميد داشتن رجو و مرجاة و رجاء مثله و كرانه جاه يا عام است ( منتهى الارب ) ( 7 ) كنار و اطراف يعنى رجا بهر دو معنى آمده ( 8 ) روا و جائز و جارى بودن ( 9 ) داد كردن و انصاف دادن و عدل نيز عربى است بنابر شهرت تفسير بان شده ( 10 ) جرس نيز صحيح است .